عشق مامان وبابا پسر شد.....
سلااام سلاااام عشق مامان... نفس مامان.... همه زندگی مامان....
اول از همه ببخشید مامانی که خیلی وقته نیامدم این مدت خیلی در
گیر بودیم...
اول اینکه باباجون مهران به خاطر زیاده رویاش سکته قلبی کرد و
امروزم رفت بیمارستان آنژیو کرد....
بعدم اینکه پدر بزرگ بابایی فوت کرد....

ولی خبرااااااااا ی خوبم بوده...
اول اینکه روزی که رفتم سونو و مشخص شد شما پسملی هستی
واااااااااااییی که بابایی چه قد ذوقکردهبود....
تا اومدیم خونه به
باباییش مژده خبر خوبو داد. دقیقا 91/8/17 بود...
حالا عکسای اولیه تم میزارم عشقم.....
و بعد چند روزم با بابایی رفتیم کلیییییی برات وسیله خریدیم...
سرویس خواب خییییللیییی خوشملو سرویس کالاسکه و لباس
وکفشای خوشمل خریدیم......

91/9/11
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عشق مامان وبابا پسر شد.....
